تبليغاتX
هنر تاتر


 

با مروری بر گنجینه های تاریخی آذربایجان که بسیاری از آنها در سینه های پر از خاطره مردان کهن این سرزمین نقش بسته ، و تبلور شیرین آن دوران را در چشم پدر بزرگانی که در بازگو کردن هر جمله از خاطرات بازیهای محلی و دوران چوپانی خود  آهی می کشیدند و شیرینی آن را زیر لب مز مزه می کرند ؛ می توان به راحتی احساس کرد .
یکی از این بازیهای محلی که در میان چوپانها مرسوم بوده بازی « قغ مره » است که در روستای ما ( شیخ احمد ) نیز بازی می شده است .
بازی « قغ مره » به صورت دو تا پنج نفره بازی می شده است نحوه بازی به این صورت بوده است که به تعداد بازیکنها ، حفره هایی که « مَرهَ » نامیده می شدند و به اندازه یک پیاله کوچک بودند روی زمین  به صورت نا منظم و نزدیک به هم حفر می کردند ، تعداد این حفره ها به تعداد هر بازیکن سه تا بوده است. که دو حفره را « خوما » و یک حفره « قوروقچی » می نامیدند. و به تعدا هر بازیکن به صورت توافقی بیست و یا سی عدد سنگ ریزه کوچک نسبتاً گرد و یا فضله ی گوسفند و یا به عبارت محلی « قغ » و یا در بعضی از جاها در فصل برداشت گردو از آن استفاده می شده است.
اگر فرض کنیم که بازی سه نفره باشد نه حفره « مَرهَ » کنده می شده که سه تا « قوروقچی » و شش تا « خوما » داشته است. حالا یک نفر به شرط قرعه انتخاب می شده که بازی را شروع کند.
بازیکنی که بازی را شروع می کرد باید « قغی » که از فاصله ی سه متری به حفره ها می انداخت و یا قل می داد ، اگر به « خومای » هر بازیکن دیگری می افتاد ، پنج تا از « قغ های » آن بازیکن را می گرفت و اگر در « قوروقچی » بازیکن دیگری می افتاد باید پنج « قغ » به آن بازیکن می داد ، و بازی را نیز با آن بازیکن واگذار می کرد و چنانچه « قغی » که می انداخت در « خومای » خود می افتاد هیچ امتیاز و اگر در « قوروقچی » خودش می افتاد بازی را کاملاً می باخت و باید تمامی « قغ های » خود را در « قوروقچی » خودش می ریخت و به عبارت محلی بازیکنان دیگر به بازنده می گفتند که « چوشلا » « چوشلا » ، و می بایستی بنا به درخواست دیگر بازیکنان سواری می داد و یا هر تنبیه دیگری و بازی تا آخر همینطور ادامه می یافت تا شخص برنده مشخص شود .

تحقیق : حسن رشیدی شیخ احمد
هر گونه استفاده با ذکر منبع کار بسیار پسندیده ای است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 15:49  توسط حسن رشیدی  | 

به گفته سيد شهيدان اهل قلم ، شهيد سيد مرتضي آويني : « تئاتر در روزگار ما معضلي است و نه فقط براي ما که در سراسر عالم ، مگر براي آنان که تئاترشان ريشه در سنت و يا اساطير داشته است . بعضيها معتقدند که تئاتر ديگر مرده است ، من از آنان نيستم ، اما از سر انصاف بايد بگويم که چندان هم زنده نيست.»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 2:17  توسط حسن رشیدی  | 

چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند .

چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.


ژرالدين دخترم:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 22:25  توسط حسن رشیدی  | 

سایت اینترنتی آینا به زودی

آرم سایت

آرم سایت آینا

 به مدیریت حسن رشیدی

aynaart@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 22:18  توسط حسن رشیدی  |